
نمیدونم این واقعا آخر کار بیانه یا نه. فقط می دونم اینجا رو دوست داشتم. با اینکه اولین وبلاگم تو بلاگفا بود اما بخاطر ذوق ساخت قالب، به بیان اومدم و کار با css و html رو همینجا یاد گرفتم. با خیلی ها دوست شدم... با بعضیا کل کل کردم... نوشتم... پاک کردم... خوندم... فهمیدم یه چیزایی رو نمیشه در قالب کلمات در آورد چون زشت میشن... فهمیدم یه چیزایی رو حتما باید نوشت چون قشنگ تر و درخشان تر از قبل بهنظر می رسن...
تو دروانی که قطعی اینترنت داشتیم، اینجا تونستم با یه عده در ارتباط بمونم و آنچنان نگران حالشون نشم. نمیدونم اگه این بار اینترنت قطع بشه باید کجا باهاشون ارتباط بگیرم.
اینجا آقا معلم رو شناختم. کسی که با تموم وجود به بچه های شیطون درس میداد و راهنماییشون می کرد. کتابای قشنگ میخوند و نظرات زیبا می داد.
نارسیس رو شناختم که مثل یه خواهر بزرگتر مراقبم بود. هیچ وقت نتونستم زحمتاشو جبران کنم.
یوری عزیزم که زحمت ساخت اولین قالب کتابخونه رو کشید. دختری که همیشه پر شور و انگیزه بود. بخاطر رنگ بنفش وب تصمیم گرفتم ویولت باشم.
سارا زی زی بلاس که خدای تحلیل های خفن و اپدیت فیلم و سریال و انیمه ها بود. هر سری با سر زدن به وبش روحیه می گرفتم و چای کیسه ای یک سالم تامین می شد.
الینا رو شناختم که به معنای واقعی کلمه مهربون و دوست داشتنی بود و تو انتخاب اشعار و تیکه های کتاب معرکه! هر کامنتی هم که میذاشت، سرزندگیش رو القا می کرد.
با کیا شاعر آشنا شدم. کسی که درست شبیه گل نیلوفر وسط مرداب بود. شرایط اطرافش اونقدرا زیبا به نظر نمی رسید اما این دختر به درخشش ادامه میداد.
ایوای شیطون و بامزه ای که بالاخره موفق شد به آرزوش برسه و الان خانم دکتر نازمونه.
زری پر انگیزهای که با پیاماش همیشه باعث خوشحالی آدم می شد.
اون یکی آقا معلم با وب رهگذر، که چیزای جالبی می گفت.
آدمک کوچک عزیزم که همیشه هوامو داشت و هیچ وقن نذاشت احساس دلتنگی کنم.
آقای آبی و ستاره خانوم برزنونی رو شناختم که با داستانای جالبشون یه زندگی متفاوت رو نشونم دادن... سنپای افشین که کدهای خفن می نوشت و آهنگ های انیمه ای میذاشت... هلن پراسپرو که وجه اشتراک داشتیم... فرهان که نبود اما از راهنمایی هاش استفاده می کردیم... وودی که علاوه بر کیوت بودن، چیزهای مهم و جالبی یادم داد... سهو روشنیانی که هنرمند بود... شخصی که مانهوا و مانگا تو وبش آپلود می کرد...
و خیلیای دیگه که الان اسمشون یادم نیست ولی تو خاطراتم همیشه زنده هستن.
و البته خواننده های خاموش و ناشناس وب که هر از چند گاهی بهم انگیزه میدادن یا نقد می کردن. همه شون رو دوست دارم و خواهم داشت. ❤️❤️❤️
از همه تون ممنونم که بودین. کنارتون بودن باعث خوشحالی بود. امیدوارم بیان بسته نشه و بتونیم همچنان کنار هم بمونیم.
پ.ن: من دیلی ندارم. یعنی فعلا ندارم... شاید تصمیم گرفتم بعد ها ایجاد کنم. اما اگه شما خواستین آدرس دیلی هاتون رو اینجا بذارین در توانم باشه دنبالتون می کنم و نمی ذارم این زنجیره دوستی ها گسسته بشه.